آتناآتنا، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

❀ღ آتنا دختر طلایی ما ❀ღ

جهان کوچک من از تو لبریز است

کودکانه ات را دوست دارم  ...   خداوند در دستان کوچک تو لطافت گلبرگ های بهشت را برایم به ارمغان فرستاده است ...  و  در چشمانت زیبایی چشمه های روان را جاری ساخته است ...  و در خواب آرامت آرامش آسمان آبی را نقاشی کرده است ...  و در بازی هایت نشاط دشت های پر گل را بازی داده است ... کلمات نیمه کاره ات که حکایت از تلاشت برای تبادل احساسات ابریشمی ات دارند ... گریه ها و خنده هایت را می پرستم که از کوچکترین ها شاد و از کوچکترین ها غمگین می شوی ... کاش همیشه احساساتم مثل تو بی غبار می ماند ... وقتی با قدم های کوتاه و تند مرا دنبال میکنی و با دستان ظریفت همه هستی ام را در آغوش م...
24 مرداد 1392

شعر کودکی هایم...

تقدیم به بهترین دخمل دنیا : چشم چشم، دو ابــرو/ نگاه من به هر ســـو / پس چرا نيستي پيشم؟/ نــگاه ناز تو کو ؟/ گوش گوش دو تا گوش، دو دست بـــاز يه آغوش/ بيـــا بــگـير قلــبمو ، يـــادم تــو را فراموش ؟/ چـوب چوب يه گردن. ، جـاي نـــري تو بي من / دق مي کنم مـــيميرم ، اگه دور بشي از من / دست دست دو تا پــا، يـــــاد تو مـونده اينــجا / يادت مي ياد که گفتي:بي تو نمي رم هيچ جا؟/ من؟من؟ يه عاشق، همون مامانی سابق       چشم چشم ،  دو ابرو ، دماغ و دهن ، یه گردو ، صورت من تمام شد ، پس گوش و گردنم کو ؟ ، گوش گوش  یه گردن ،&nb...
24 مرداد 1392

رنگ ها

  زرد      به رنگ زنبور                         سبز      به رنگ چمن   آبی      به رنگ دریا،   دریای زیبای ما                نارنجی      رنگ نارنج   سرخ      به رنگ لاله                   &...
24 مرداد 1392